هشتمین قطره

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز…

روز میلاد…

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی!

سالروز میلادت را می خواستم آذین ببندم و هدیه ات را د ر مقابل چشمان همه تقدیمت کنم .امسال هم مثل سالهای قبل سعادت دیدارت را از خودم گرفتم ،نمی دانم شاید این بهتر باشد، شاید بهتر بود از اینکه روزی عشق را در چشمانم می خواندی ؟ نمی خواستم اعترافم را بشنوی ، عادت به شنیدن کلامت و اشتیاق دیدارت ، آتشی بود که هروز شعله هایش بیشتر و بیشتر می شد..........

اما در سالروز میلادت برایت بهترینها را آرزو خواهم کرد ........

 تولد زیبایت مبارک ، باشد که هر آنچه نیکوتر است و زیبا تر از آن تو باشد.

خدایا ! برایش سلامتی ، لحظه هایی شاد و یک دنیا خوشبختی آرزو می کنم 

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
ناصر

سلام بر دوست قدیمی ممنون از حضور همیشه گرم ات در روزهای خاکستری من موفق باشی و سعادتمند تولد هر که که هست عمرش سعادتمند....

گل سرخ پژمرده . . . .

[گل] لحظه های با تو بودن را تکراری نیست با تو بودن لحظه های تکراری نیست و این بودن برای هر بار تازگی من را بس تا نشینم بکوهی که یادت مرا دیداری نیست ---------------------------------- گرمای بودنت قلم خشک مرا دوباره ساز خواهد کرد ساز بشکسته بدستم دوباره آواز آغاز خواهد کرد تا بگوید . . . . . . . . . . . . . .

محسن

سلامي براي حضور تو براي ابرهايي سياه براي بوي خاك وسلامي براي باران