دویدنِ بی‌پایانِ یکی نقطه بر قوسِ دایره.
تا کی؟


باز باید بیدارشوم، بشنوم، ببینم، باور کنم.
باز باید برای ادامه‌ی بی‌دلیلِ دانایی
تمرینِ استعاره کنم.


همه برای رسیدن به همین دایره
از پیِدایره می‌دوند.


هی نقطه‌ی مجهول!
مرارتِ مسخره!
مضمونِبی‌دلیل!
تا کی؟


میز کارم غبار گرفته است
رَخت‌های روی همریخته را نَشُسته‌ام
رویاهای بی‌موردِ آب و ماه و ستاره به جایی نمی‌رسند،
شب همان شب وُ
روز همان روز وُ
هنوز هم همان هنوز ...!


منبدهکارِ هزار ساله‌ی بارانم،
آیا کسی لیوانِ آبی دستِ من خواهد داد؟ 

/ 6 نظر / 4 بازدید
محمد

سلام مهسای عزیز خوبی؟ ممنون که لطف میکنی و نوشته هامو میخونی و نظر میدی منم نوشتتو خوندم، پر معنا و زیبا بود. حرف های ناگفته زیادی رو به دوش میکشد. لذت بردم...

حسین اکبری نودهی

بسم رب الحسین ( این الطالب بدم المقتول بکربلا ) اللهم عجل لولیک الفرج -------------------------- سلام و عرض ادب به محضر شریف شما امیدوارم همواره در راه ترویج اندیشه های ناب گام برداشته و در این مسیر موفق و پاینده باشید . ----------------------------------------------------- چند نکته قابل تأمل : زنگ تفریح دنیا ؛ گذرا می باشد . زنگ بعد ؛ حساب داریم !! در طوفان حوادث ؛ با خدا بودن کارگشاست نه (ناخدا بودن) امروز اولین روز از باقیمانده عمر ماست ... قاضی روز جزا ؛ خود ؛ شاهد اعمال ماست . -------------------------------------------------------- و یک نکته ی دیگر : ( فاطمیه وعاشورا مولود به فراموشی سپردن غدیر خم است . ) اگر غدیر خم .... ای کاش ..... ---------------------------------------------------------- به کلبه فرهنگی ام بیائید و با نظرات ارزشمندتان راهگشایم باشید . www.nodehaki.blogfa.com یاعلی ... و همواره با علی بدرود تا درودی دیگر -------------------------------------------- [گل][خداحافظ]

م ح م د

سلام .. قشنگ بود و غریب ... من بدهکارِ هزار ساله‌ی بارانم، آیا کسی لیوانِ آبی دستِ من خواهد داد؟ چقدر غم موج میزنه اینجا ... این سیمرغ همیشه اشک خواهد ریخت ؟ [ناراحت]