اینجا زمین است ؛ حوا بودن تاوان سنگینی دارد! در سرزمین من هیچ کوچه ای به نام هیچ زنی نیست .........و هیچ خیابانی … بن بست ها اما فقط زنها را می شناسد انگار... در سرزمین من سهم زنها از رودخانه ها تنها پل هایی است که پشت سر آدمها خراب شده اند

/ 9 نظر / 13 بازدید
بغض هزار ساله

با همه ی رنج هایم...اگر صد بار دیگر زاده شوم...میخواهم زن بمانم و زن باشم...و اندوهش را به تمامی بچشم... چرا که پیکر من ...جسم و جانم...از عشق سرشته شده...

ناصر

گاهی وقتها "زن" صدایش میکردم. "کجایی زن؟" "همینجام الان میام." همیشه دلم برای زنهای زندگیم تنگ میشود. همسرم، مادرم، خواهرم و ....

دریا

و اما همچنان، فریاد زن ها، بلندترین فریادهاست.

گل سرخ پژمرده . . . .

[گل]

محمد

واقعاَ چرا همیشه فکر میکنید که زن ها اینقدر بدبخت هستند ؟ بابا تروخدا اینجوری نگید که به خودتون هم القا میکنید که واقعاَ اینقدر زن بی ارزش هست... ارزش ادمیت خیلی بالاتر از این حرف هاست سلام ‘ ببخشید نمیدونم اصلاَ چی شد که جواب دادم ، اما واقعاَ جو گرفتتم و آرزوی خوشبخی و آرامش برات میکنم

حسن بلبلی

بسم الله الرحمن الرحیم سلام بسیار عالی بانو به منم سر بزن به روزم یاعلی

محمد

مشکل از تو نبود از من بود با کسی حرف میزدم که سمعک هایش را پیش دیگری جا گذاشته بود . . .

احساس

وبللاگ بسیار زیبایی دارید لطفا به وبلاگ من بیایید ونطر خود را دهید