تنها شاهد اشک های شبانه ام


همین صفحه سفید و جوهر سیاه است


هرگز نخواستم چشم نامحرم این لحظه های ناآشنا


وفروریختن اشک را بر گونه هایم ببیند ؟

همیشه بالش سکوت را


زیر سر هق هق تنهایی ام گذاشتم


تا کسی صدایم را نشنود.

اما تو ؟

تو که از گریه های پنهانی من باخبری؟

چه کنم ؟ تو به من بگو چه کنم؟

/ 21 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناصر (روز های خاکستری من )

با سلام خدمت دوست عزیزم بدلیل پاره ای مشکلات که در پرشین بلاگ بوجود آمده من به این آدرس جدید نقل مکان کرده ام ممنون میشم به من سر بزنید يا حق

ناصر

اين جوهر سياه و صفحه سفيد مرحم همه دردهای ماست مرحم دلتنگی ها و....

زهرا

سلام مهسا جان منتظر نوشته های بی نظيرتم. کجايی دختر؟

بهرام

ناصر

سلام من آپ هستم جرا خبری ازت نيست؟؟ کی آپ ميشی؟

محکوم به رفتن به جرم عشق تو

سلام دوست عزيزم... نوشته هايي سراسر از مهربانيت را خواندم خوشحال مي شم به خانه خراب من نيز سري بزني و نشاني از مهرباني خودت برايم به يادگار بذاري

سجاد

سلام مهسا خانوم خوبی؟ قالب وبلاگت خيلی جالبه وبلاگت هم حرف مداره ای ول ---- http://SajjadPage.tk http://SajjadPage.tk http://SajjadPage.tk http://SajjadPage.tk http://Sajjad.ir http://Sajjad.ir http://Sajjad.ir http://Sajjad.ir

گل سرخ پژمرده . . . .

سلام مهسا خانم گل من که مرتب سر زدم چطور ممکنه فراموشت کرده باشم اما منتظر نوشتتم موفق باشی .

ناصر

سلام.... چرا آپ نميکنی بابا.... گريه کن گريه قشنگه.............